پیکر فرهاد
۱۳۸٥/٥/۱٧

يا علی مدد

یاران ره عشق منزل ندارد

این بحر مواج ساحل ندارد

اومد انگار سیزده رجب همین دیروز بود

امشب میخوام خیلی راحت حرف بزنم

حال  امشب هم خیلی قشنگه انگار بر میگردونه من رو به ۱۳رجب پارسال

اون روز حال عجیبی داشتم دل شور عجیبی دشات ولی ظاهرم خیلی آروم بود

خرقان بودم زود رفته بودم هنوز خلوت بود من هم تو حال خودم بودم خیلی داشت به من حال می داد که یکباره دست یک نفر رو شونم احساس کردم یک آقایی بود بدون مقدمه به من گفت میای ساز بزنیم  من هم بدون مقدمه گفتم یا علی مدد

سازها رو در آوردیم  یا دمه که سرم پایین بود تا شروع کنه

اونایی که با من آشنا هستن می دونن که من در جمع کمتر میشه بیان احساس کنم

ولی اون لحظه با اولین زخمه به ساز ش یک باره بند دلم پاره شد و اشکی نبود که از چشمم جاری می شد

یادمه که با همون چشم ها شروع کردم به ساز زدن و خوب یادمه که دیگه اون حال برام تکرار نشد

و حال ۱۳ رجب امسال انگار داره تکرار میشه همون آشوب و همون حالاداره کم کم میاد

خوشحالم

فردا اگه به حالی رسیدین منو فراموش نکنین که بد جور نیاز دارم

من چه گویم  یک رگم هوشیار نیست

شیعه   را با   کار   عالم   کار    نیست

مبارک باشد این روز بر همه

یا علی مدد

متولد شب یلدا

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]