پیکر فرهاد
۱۳۸۳/۱۱/٢٧

ذكر طوفاني

گويمت از هت رنگان مو به مو

خرقه پوشان دقلكار دو رو

در صفوف ايستاده بر نماز

ابن ملجم ها فراوانند باز

دم زراه و رسم سلمان ميزنيم

لاف اسلام و مسلمان ميزنيم

كو نشانی كه شما اهل دليد

جملگی اندر نماز و سجده ايد

كاش از نسل سلمان ميشديم

لحظه ای يك دم مسلمان ميشديم

 امروز ۱۱ محرمه  بعضی موقع ها  خيلی سخت ميگذره ميدونی چی ميگم

نه هنوز هم درکش برام سخته. فکر ميکردم خيلی راحتر باشه.

يه روز يه بنده خدايی ميره پهلوی يه عاشقی ميگه آقا من هر كار ی ميكنم نميتونم به آرزوم برسم:

نمی دونم انگار هر لحظه دور تر ميشم. خيلی توی فرعيات گير ميكنم

خدا كنه من بتونم سريعتر  از اين منجلاب در برم

تا بعد

 

 

متولد شب یلدا

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]