چشم طمع از همت والای تو دارم

امشب   من   ديوانه  تمناي   تو دارم


با اين دل سودازده ، سوداي تو دارم


 

اكنون كه نمانده است مرا تاب و تواني


چشم   طمع  از همت  والاي تو دارم


 

روي تو به سوي دگران است و نپايي


من  را كه نظر   بر قد و بالاي تو دارم


 

پروا نكني بر من و سرمست خرامي


گويي خبرت نيست كه پرواي تو دارم


 

اي مستي هر باده و انگيزه‌ی هر شوق


اين   نشأة  جانسوز ز  صهباي  تو  دارم


 

اي  روح  مسيحا  دم  و اي  قبله‌ی  آدم


دل     در   گرو   زلف   چليپاي   تو    دارم

شب‌رفت‌و ‌سحر‌‌آمد‌و من‌مست‌و تو‌مخمور


شوريده   سرم   چشم به    ميناي تو دارم


 

از هجر تو اي مايه‌ی حسرت شده‌ام آب


با  سيل   سرشكم   سر درياي تو دارم


 

بر   نورببخش   از   سر   ياري   و كرم كن


امشب   من ديوانه   تمناي    تو    دارم

                                                                      شعر : دكتر جواد نوربخش

دلم بد جور سوز داره

مبارک باشد این عید بر تمام حق گویان

علی مددی

/ 25 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ريتا رحمانی

سلام وحيد اقا ممنون از حضور سبزت و متشکر از اسم قشنگی که برام انتخاب کردی گفتی دلم خيلی سوز داره علتش رو می دونم رمضان از ريشه رمض يعنی سوختنه چون ماه صيام گناهان رو می سوزونه به اين نام مسمی گشته موفق باشی

نکيسا

سلام وحيد جان . مرسی از لطفت .

ميبينم که چقدر راحت ما رو طرد ميکنند .و دست روزگار عجب بيرحمه. زندگيت پاينده و استوار (حقم خوب کف دستمه خوب نگاش ميکنم )

ريتا رحماني

سلام اسمم رو عوض کردين شده نيشگون ممنون بهم سر زدی چرا آپ نمی کنی

مارال

ممنون از حضورت و تشکر از دلگرمی دادنت وبلاگ بسيار زيبا با قالب خيلی قشنگ و نوشته های جالبی داريد . حتما لينکت ميکنم . منتظر هستم .

نفيسه

فکر کنم اگه آپ کنی بد نباشه

شيرين

سلام ان دوست که ديدنش بيارايد چشم بی ديدنش از گريه نياسايد چشم ما را ز برای ديدنش بايد چشم گر دوست نبيند به چه کار ايد چشم شعر فوق العاده زيبائی بود

ريتا رحماني

سلام دوستم ممنون که بهم سر ميزنی خوشحالم می کنی می دونی از چيه وبت خوشم مياد اونم اينه که بايد دنبال ما بقيه مصراع ها بگردی يا بقيه جمله هارو دنبال کنی تا گم نشنخيلی با حاله خودت کجای اين کلمات پنهان شدی؟

ماندانا

سلام منو يادته نيومدم که بگم بيايی وبلاگم اما من همونيم که روز سيزدهم فروردين ۱۳۸۶ می خواست از دنيا بره اومدی گفتی بمون نرو کتاب معرفی کردی يکی از نوشته هاتو بهم گفتی بخونم اما اخر نوشته ات تو گفتی يکی بود که تو خوب شدی من که خوب ديگرانم من که خوب ندارم چه کنم بازم می رسم نقطه ی اول همه شخودمو اميدوار می کنم بعد دوباره می خورم زمين تو وبلاگم خبری نيست رفتم يعنی خداحافظی کردم اما ۲-۳ روزيه ياد تو افتادم اومدم بگم کتاب و نوشته ادم و خوب نمی کنن اومدم بگم فکر ادم و خوب نمی کنه وقتی بد اوردی بايد يکی کمکت کنه بايد يه همدم داشته باشی يکی که پا به پا همراهيت کنه اما کو کجاست نيست پيداش نکردم هيچ وقت کاش می شد اين پيام خصوصی بشه اگر دوست داشتی پاکش کن