از گذشته ها!

همينه که هست

وقتی هر کاری بخوای بکنی که کسی را عوض کنی اما می بينی که نميشه، اونوقته که می گي، ... همينه که هست.

عوض کردن ديگرون چيزی نيست که به راحتی انجام بشه ..اما بايد ديد ميشه آدم خودشو  عوض کنه تا مثل ديگرون بشه.

دنيای عجيب و غريبيه؛ آدم نميدونه چطوری با ديگرون رفتار کنه، ..يه روز نميشه با اونا حرف زد ، يه روز ديگه اونقدر مشتاق حرف زدن هستن و حرف ميزنن که سرت را می خورن!

تو اين شلم شوربای زندگی ، ما هم به اجبار بايد با يک ساز جديدی که خودمون ساختيمش جلو بريم تا بتونيم حداقل مواظب خودمون باشيم. ديگه اطمينانی نيست، حتی به سايه خودت؛ برای اينکه بايد هوشيار بود که کسی پشت سايه خودت، مواظبته.

به راحتي،‌ مثل آب خوردن می بافن و می دوزن. تو تخيلات خودشون هر چی می خوان می گن و به خودشون تلقين می کنند و بعد ... معلومه ديگه. از مشکلات و ناراحتی های ديگرون خبر ندران ، اونوقت آسمون و ريسمون را به هم می بافن که اينجور بود و اونجور شد و ..... از این جور حرفا

حالا ببین که اگه بشنوی (همینه که هست) زیاد هم عجیب نیست

 اينو فقط برايه تو گذاشتم نميدونم تا چه حد باهاش موافقی ولی باور کن که:

 

همينه که هست

/ 35 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین

هر یک از ما موجودی جدا از دیگری است. ما ترکیب ظریف از عواملی هستیم که احتمال وقوع مجدد ان محال است . همه ما یگانه وغیر قابل مقایسه ایم .انکه هستیم و انچه هستیم به مقیاس وسیعی به وسیله توارث اجتماع تعلیم وتربیت خانواده ودوستانمان تعیین شده است . همه اینها به هیجان وغنای زندگی ما افزوده اند. ما به عنوان انسانهائی با توان وعملکرد کامل میدانیم که حق داریم انچیزی که هستیم باشیم. حتی اگر انچه هستیم موافق انچه اموخته ایم که باشیم نباشد . حق داریم خود را بر گزینیم ولو اینکه این خود با خود های دیگر متفاوت باشد. حق داریم همانگونه که احساس میکنیم احساس کنیم با وجود انکه اخم ادم های دیگر را برای ان احساسات تحویل میگیریم. این بدان معنی نیست که ما حق داریم خود را به دیگدان تحمیل کنیم همان گونه که نمی خواهیم دیگران ود را به ما تحمیل کنند . معنای ان این است که ما حق داریم خود انتخاب کنیم بسط دهیم وبا خودمان با هماهنگی وسازگاری زندگی کنیم. حق داریم خود را با دیگران شریک سازیم بی انکه نیازی به عذر خواهی داشته باشیم وداشته باشند.

شیرین

سلام اقا وحید وقتی نوشتتونو خوندم یاد یک مطلب افتادم از یک کتاب ...براتون یک قسمتشو نوشتم . ببخشید اگه طولانی شد

مريم

سلام. خيلی وقته که سر نزدم٬ ببخشيد. قالب جديد مبارک باشه. زيباست. موفق باشين. يا علی.

گلابتون

اووه! آقا وحيد فهميديم همينه که هست! آپديت کن ديگه!

ميلاد

باهالی منم milad20062002 مرثی از این وبلاگ

محمد

سلام اقا وحيد خيلی وقت بود ميخواستم بهت سر بزنم ولی درس و دانشگاه و خلاصه بی معرفتی ما ...نشد دیگه راستی آف های که ميزاری عاليه واقعا مثل وبلاگت مرسي

نسيم

آپ کن ديگه چقدر انتظار

ليدا

سلام ...خوش شانسم که هنوز آپ نکردی ..همينه که هست؟؟؟؟چرا؟خوب يه وقتايی ميشه به خاطر کسی که دوسش داری اونی باشی که اون ميخواد..

پاييزان

سلام آقا خيلی دير رسيدم . نمی دونم اصلا اين کامنتو می بينی يا نه . هر چند ياس تو کلمه کلمه اين نوشته پر ميزنه و باعث می شه فکر کنم گناهی مرتکب شدم يا حقی از شما ضايع کردم. ای کاش برای يک بار هم که شده راحت بهم می گفتی اينها رو در پی کدوم حرفم نوشتی . باز هم بخاطر تداعی گذشته ممنون . اميدوارم پله پله های موفقيت رو به سرعت بالا بری .